|
بوسه ی ماه شعروداستان
| ||
|
ودرآن سوی زمان واژه ها بی معناست...
تک هجاهای نگاهت پشت تصویر دلم فرسوده ست!!! وسکوتت شاید.... حادثه ی تلخ نگاهت باشد. ادبیات لبت که پراز گفته ی ناگفتنی خاطره هاست. . . . من میان تردید کوچه راگم کردم که نگاهت و نگاهم که لبانت و لبانم که سکوتت و زبانم واج در واج شود جمله ای از شعرو شعور عشق و سرور؟؟؟ نه که افسوس همه گویند :نگاهت ولبانت نه یکی ست نه که جمله است نه غزل یا که قصیده است! ((پارادوکسی ست میان کلمات)) چه بگویندچه نگویند.چه بگویی چه نگویی چه ببنم چه نبینم : ((آتش عشق درونم متجلی شده است)) وچه رنگی شده است!!! «آسمون بی ستاره» [ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 12:29 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
شوخی بادانشجویان عزیزی که قراره درآینده ی نزدیک تو امتحان کنکورارشدشرکت کنن!شما متولد چه سالی هستی ؟میخوام طالعتو برات بگم .حالا هرچی...... بخون لذت ببر!!! متولد فروردین ماه: دختریا پسر فرقی نمیکنه چون تو ماه اول سال به دنیااومدی کنکور ارشدم درماه آخرسال برگزار میشه روزامتحان دیر ازخواب بیدارمیشی واحتمالا که ازکوچه رد میشی زنی با سطل آب ازت استقبال میکنه و جلوی حوزه امتحانی متوجه گم شدن کارت ورود به جلسه که میشی کارت ورود رو گم میکنی....کلا پیشنهاد میکنم ازخیر مقاطع بالاتر بگذری وبیخیال شی!!! متولد اردیبهشت: اول قدم نورسیده رو به مامان و بابا تبریک میگم تو اگه دخترباشی اسمت یا نیره است یا حکیمه یا ریحانه اگه پسرباشی یا هوخشتره یا آریو برزن.بابا چقدربی جنبه ای آخه؟؟؟؟قبول شدن بعد از ۱۱سال پزدادن نداره؟!اگه خبر قبولیتو تو تشییع جنازه بت بدن چنان قهقه ای میزنی که گورکن با بیل وصاحب عذابادسته ی بیل میفته به جونت. (چه جالب نمیدونستم !خودمم اردیبهشتیم!!!) متولدخرداد: همونطورکه ازاسم ماهت پیداست دچاردرس خوندن افراطی (همون خرخون خودمون) هستی!دخترهای خردادی قبل ازکنکور براشون خواستگارمیاد(اونم ازنوع کچل پلاک لیزری نمره قبرس) پس بهتره دنبال بختشون برن و این فرصتو به پسرای خردادی بدن (که برای پنجمین بار امتحان میدن) متولدتیر: یک خبرخوش به شما میرسه!هول نکن ربطی به کنکور ارشد نداره !احتمالا خبردوقلوزاییدن گاوپدربزرگته!هروقت این گاو تخم دوزرده گذاشت اون وقت تو امتحان شرکت کن مطمئن باش قبول میشی.. متولد مردادماه: داوطلب عزیز وگرام ستاره ی بخت شما دردسترس نمی باشد لطفا سال دیگه مراجعه فرمایید... متولدشهریور : اشتباه نکنم باید رشته ی هنرباشی دختریاپسرخوبم هیچ گنجی بهتر ازیه تیپ عجیب و غریب و هیچ عزتی بالاترازاینکه موهاتو دم اسبی ببندی وجود نداره..فوق به چه درد میخوره مهم تیپه که آخرشی... متولدمهر: متولدین مهرماه یا پسرن یا دختر البته موجودات دیگه ای هم شامل میشن که مدنظر ما نیست .دخترا بعد ازلیسانس درکارگاه قالیبافی مشغول به کار و پسرا اگه پشت کارداشته باشن به شاطر خوبی تبدیل میشن... متولد آبان : تواحتمالا یا ترانه ۱۵ سال داری یا سکینه ۱۶ سال و یا اصغر۱۱سال.پس توصیه میشود که هروقت به سن قانونی رسیدی بری سراغ اینجورامتحانا فعلا شیرتوبخور... متولدآذر: ای جوووووووونم !!!عجب اختربختی داری آذری..پسرای متولدآذزروزامتحان عاشق میشن و شکل خونه های سیاه پاسخ نامه به قلب (نیزه اش فراموش نشود) نیست البته نیازی به درس خوندن ندارن چون خیلی باهوشن و خانومها دردانشگاه هوشنگ آبادسفلی دریک رشته نیمه پاره وقت قبول میشی لابد توقع داری تحویلتم بگیرن(مواظب خودت باش نابغه!!!!!) متولد دی: دوست عزیز متاسفانه طالعت خیلی بده شما یا ۶سال پشت کنکورمیمونی یا۸سال ودرروزاعلام نتایج دچارعارضهی قلبی میشی وجان به جان آفرین تسلیم میکنی...(خدابیامرزدت) متولد بهمن: متولد این ماه باید قبل ازاینکه صبح زود ازخواب بیدارشن نرمش سنگین انجام بدن ۳۵ دقیقه خمیازه بکشن به مدت ۶ماه تاروزامتحان بدون استرس ...قبولی شمارو اونم با رتبه تک رقمی تضمین میکنم... متولد اسفند: عزیز دلم اسفندبدترین زمان ممکن برای به دنیا اومدنه آخه ماه قحطی بود ؟؟پسرا به واسطه ضعف درریاضی پس ازچندماه آب خنک خوردن در پژوهشکده ماهانی بههمون مدرک لیسانس راضی میشن ودخترا اگه کمتر سریال بیمزه ی تلویزیونو نگاه کنن قبولی ارشد جلوی پاشونه اگه نمیبینی به چشم پزشک مراجعه کن ... ممنون که استقبال میکنی بازهم بم سربزن!!!!!!!!!!!!!
[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 10:1 قبل از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران دنج رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.یک زن جادوگر که از آنجا می گذشت وارد رستوران شد و سر میز آنها رفت و گفت: [ شنبه 1391/02/16 ] [ 2:16 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
من هم در این شهر غریبم طوفانی نیز من را آواره کرده مرا نیز در این بی آشیانی خویش شریک کنید من نیز چون شما آشیانی ندارم من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم پرستوی مسافری هستم...
(دکترشریعتی) [ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 9:35 قبل از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
دکترشریعتی: خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست. نه، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست. «فاطمه، فاطمه است»
[ سه شنبه 1391/02/05 ] [ 9:15 قبل از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
نمیدونم تا حالا شده یکدفعه بهتون خبر بدن دوست ورفیق قدیمیتون فوت کرده؟ چه حالی شدین؟ شایدفقط همون لحظه متاسف شدین . شایدم چند روزطول کشیده تا هضمش کنید. ولی من .... خاطرات کودکیم برام زنده شد و ازاینکه دوست به این خوبیو به راحتی ازدست دادم واقعا .... دائم باخودم میگم نکنه منم ....
ازمرگ که ترسی ندارم اما ازاینکه اون دنیاپیش خدا روسفید باشم یا نه می ترسم. رویا !!! دوست خوبم رفیق دوران کودکی .... نمیدونم الان ازکجا داری به حرفام گوش میدی ؟؟؟؟ ای کاش لااقل برای چند لحظه میتونستیم به خاطرات شیرینمون برگردیم وباهم به همشون بخندیم. حیف که حالا خیلی دیر شده!!! فقط میتونم بگم حالا که دست مرگ گل زیبای زندگیتو چیده حالاکه به آسمونا پرکشیدی... برام دعا کن.دعاکن وقتی اومدم سربلند باشم. نوربه قبرت بباره عزیزم .....
[ یکشنبه 1391/01/27 ] [ 1:24 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
همیشه این موقع ها که می رسه خودبه خود دعای یا مقلب القلوب توگوش ما زمزمه میشه!! این موقع ها همه درحال جنب و جوش و حرکتن تا این چندروزاز سال مونده رو پشت سربذارنو سال جدیدی آغاز کنن. وکلی دعا و آرزو تو ذهنشون ذخیره می کنن تا سر سال تحویل از خدا بخوان که مستجاب بشه. اکثر این دعاها وآرزوها مالکی و پولکیه. ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.... تواین همه آرزو خیلی ها هستن که ازخدا میخوان به عشقشون برسن و سال جدید یه فرجی تو کارشون بشه بلکه این سال نو ئه به وصال هم نائل بشن. که من دعا میکنم همشون بشن. «ایشالله» اما آرزوی من شاید یه فرق کوچلو داشته باشه اونم اینه که خدایا: دلی دارمو دل داری ندارم غمی دارم و غم خواری ندارم. تو این سال نوئی جان عزیزت نگاهی کن برس به کاروبارم جدا ازشوخی ::::: شایدکفرباشه ولی دیگه به اینجام رسیده............ به کجا؟ ای تنها ترین تنها نذارفکرکنم مثل خودت تنهام!!!!!!!!! خوشبخت باشین. " آسمون بی ستاره " [ سه شنبه 1390/12/23 ] [ 2:47 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
غصه نخور [ یکشنبه 1390/11/16 ] [ 1:22 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
بازهم فنجان چای و سکوت.... بازهم فال حافظ و قسم به شاخه نبات... بازهم جگر سوخته ی شمعو ترانه ی بی صدا... به چه دل خوش کرده ام؟ به نگاه سردت یا این غزل: « مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید...» « آسمون بی ستاره » [ دوشنبه 1390/11/10 ] [ 12:24 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
بازآخرخزان وبرگ ریزان باز آغاز سرما وگرمی دلها بازیلداوکرسی وفال حافظ و قصه های زیبا... آرزویی کن. گوشهای خداپراز آرزو ودستهایش پرازمعجزه است. شایدکوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد.
[ چهارشنبه 1390/09/30 ] [ 12:36 بعد از ظهر ] [ آسمون بی ستاره ]
|
||